وقف

» وقف

وقف:

سنتی کهن و جهانی به معنی بخشش پول یا ملک به شخص یا موسسه غیر انتفاعی است که منافع مترتبه این بخشش را به مصرف خاصی برساند.


سه رکن اصلے وقف :


واقف : مالک سابق

موقوف علیه : منتفع

موقوفه : مال وقفی


جاودانه بودن وقف یعنی مال موقوفه نقل وانتقال نمی شود و برای همیشه باقی است.


مال ،به محض وقف شدن دارای شخصیت حقوقی مستقل می شود.


باوقف، مالکیت ملک از صاحب آن سلب می شود.


هدف ازوقف قصد خیر خواهی به دیگران است نه سودجویی وکسب منفعت.


دروقف باید عین مال حبس شودومنافع آن تسبیل می شود.


وقف منفعت ودین امکان پذیر نیست،تاعین وجودنداشتہ باشد امکان وقف وجودندارد.

 

مال وقف به محض اینکه عنوان وقف به آن اطلاق شودبه ورثه منتقل نمی شود، طلبکاران هم حق توقیف آن را ندارند ،زیرا باوقف رابطه مالکیت خاتمہ پیدامی کند.


وقف بصورت مدت دار امکان پذیرنیست، بلکه باید بصورت دائم باشد.


باتوجه به مواد ۳٥و۳۷ چنانچه اختلافی پیداشود که عین یک مال (مالکیت است یاوقف)اصل برمالکیت است.



اقسام وقف:

عام

خاص


تعریف وقف عام:

وقفی است که موقف علیهم ها نامحدود و غیرمحصورند.


تعریف وقف خاص:

وقفی است که موقف علیهم ها محصورند. (باغ یک فرد برای اشخاص معین)


حبس و وقف:


درحق انتفاع شخص منتفع ازمالی که عین آن متعلق به غیربود منتفع می شد، بنابراین فرد مالش راحبس می کند برای منتفع شدن دیگران.


دروقف هم موقوف علیهم از مال موقوفه منتفع می شوند بدون اینکه مالک آن منافع شوند، پس مال موقوفه نه به مالکیت مالک در می آید نه موقوف علیه


تفاوت حبس و وقف:


دروقف حبس مال، مانع انتقال آن به غیر می شود. اما در حق انتفاع ،مالک حق انتقال مال به غیر را ازدست نمی دهد. باتوجه به ماده ٥۳ درحبس رابطہ مالکیت ومال باقی می ماند وبعدازفوت مالک به ورثه منتقل می شود اما در وقف این رابطه ازبین می رود



موارد ابطال وقف نامه:


1- در صورتی که مال موضوع وقف خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد می توان مال مورد وقف را فروخت به شرطی که عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود. (از بین رفتن مال موضوع وقف برابر است با بطلان وقف)


2- در صورتی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم قتل نفس برود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد، می توان مال موقوفه را فروخت. (از بین رفتن مال موضوع وقف برابر است با بطلان وقف)


3-از آنجا که وقف حبس دائمی است، شرط خیار با مقتضای ذات آن که تسبیل منفعت و فک مالکیت است تعارض داشته و مبطل عقد است.


4-اگر واقف بخشی از منافع موقوفه را صرف خود کند، عقد نسبت به همان بخش باطل است.


5-اگر واقف منافع موقوفه را به پرداخت نفقه افراد واجب النفقه خود اختصاص دهد، وقف باطل است.


6-وقف بر مقاصد غیرمشروع باطل است.


7-وقف بر معدوم باطل است مگر به تبع موجود.


8- وقف مال از سوی ورشکسته باطل است.


9-وقف مال از سوی سفیه یا صغیر ممیز اصولا باطل است و جز در موارد خاص، قابل تنفیذ از سوی ولی یا قیم او نیست.


10-در صورتی که مال موقوفه از اموال مصرف شدنی باشد، وقف باطل است.


11-مجهول ماندن مصرف در وقف خاص (محصور) از موجبات ابطال وقف است.


12-وقف از جمله عقود عینی می باشد به این معنی که بعد از به تصرف دادن موقوفه به موقوف علیهم محقق می شود حال در صورتی که موقوفه به تصرف موقوف علیهم داده نشود، می توان تقاضای ابطال وقف را مطرح نمود.


13-به قبض دادن عین موقوفه به موقوف علیهم باید به اذن واقف صورت گیرد و اگر این قبض به اذن واقف صورت نگیرد در واقع عقد وقف تشکیل نشده و می توان تقاضای ابطال آن را نمود.


نکات مهم عقد وقف :


در تقسیم منافع میان موقوف علیهم متولی باید بر مبنای دستور واقف عمل نماید اگر واقف تعیین ترتیب ننموده باشد یا اختیار آن را به متولی نداده باشد اصولا باید به تساوی عمل شود


موقوفاتی که به صیغه مبرات مطلقه (صرفا راه خیر، و مسیر راه خیر را مشخص نکرد وقف شده است قابل مصرف در تحقیق، تبلیغ و نشر کتب در زمینه ی معارف اسلامی و موقوفات زیر نظر سازمان اوقاف و امور خیریه هزینه می شود

 

فروش موقوفه و تبدیل آن به اقرب به غرض واقف باید با اجازه ی رئیس سازمان اوقاف و با نظارت سازمان اوقاف باشد


اوراق بهادار از جمله سهام شرکت های سهامی عین هستند بنابراین وقف سهام اعم از با نام یا بی نام معتبر است چون سهام شرکت‌ها قانونا قابل فروش است و با توجه به اینکه عین هر چیزی را میتوان فروخت نه منافع آن را و سهام شرکت در حکم عین است و عنوان دین یا منفعت بر آن صادق نیست و لذا وقف آنها براساس مواد ۵۵ و ۵۸ ق. م صحیح خواهد بود

وقف سهم الشرکه ی اشخاص در شرکت های تجارتی، مانند شرکت با مسئولیت محدود یا تضامنی به دلیل عین نبودن سهم الشرکه باطل است


اختصاص دادن منفعت مال موقوفه به مصارف خیر برای صحت عقد وقف شرط نیست واقف می تواند عین را بر فرزندان یا دوستان خود وقف کند


تعیین مدت برای وقف ممنوع است اگر واقف برای وقف مدت تعیین کند عقد انشاء شده به عنوان حبس معتبر است و احکام عقد حبس رقبی بر آن مترتب خواهد شد


صحت وقفی که به علت اضرار دیان واقف واقع شده منوط به اجازه دیان است

منظور از علت در این ماده انگیزه یا همان علت غایی است اگر انگیزه ی فرار از دین وجود نداشته باشد صرف اینکه مانده ی اموال واقف کمتر از بدهی او باشد سبب عدم نفوذ عقد وقف نمی شود. 


اگر ولی یا قیم با انگیزه ی فرار از پرداخت دین محجور مالی از اموال او را وقف کنند وقف باطل است نه غیر نافذ، زیرا ولی یا قیم اهلیت تمتع برای وقف کردن اموال محجور را ندارند و چنین وقفی با هر انگیزه ای که انشاء شود باطل است


چنانچه تاجر در دوره ی توقف یا بعد از صدور حکم ورشکستگی مالی از اموال خود را با انگیزه ی فرار از دین وقف کند براساس بند یک ماده ۴۲۳ قانون تجارت، وقف باطل است 


اگر واقف مالی را که از مستثنیات دین است با انگیزه ی فرار از دین وقف کند به دلیل فقدان شرط دوم وقف نافذ است چون طلبکارهای واقف نمی توانند طلبشان را از محل اموالی که از مستثنیات دین هستند، وصول کنند


شکل گیری شخصیت حقوقی اوقاف منوط به ثبت آن ها نیست، به محض منعقد شدن عقد وقف، شخصیت حقوقی وقف شکل می گیرد به استناد ماده ۳ قانون اوقاف: هر موقوفه دارای شخصیت حقوقی است و متولی یا سازمان حسب مورد نماینده آن می باشد


هرگاه متولی با ملاحظه صرفه وقف مال موقوفه را اجاره دهد، اجاره با فوت او باطل می گردد

چون متولی به عنوان مدیر وقف ان را اجاره داده است در نتیجه زوال سمت او تاثیری بر سرنوشت عقد ندارد

منتها اگر وقف خاص فاقد متولی باشد و طبقه ی نخست موقوف علیهم عین موقوفه را اجاره دهند عقد اجاره براساس ملاک ماده ۴۹۷ ق. م با فوت طبقه ی نخست عقد اجاره منفسخ می گردد چون در این فرض طبقه ی نخست به عنوان دارندگان حق انتفاع، عین موقوفه را اجاره داده اند و اعتبار اجاره محدود به مدتی است که آنها حق انتفاع دارند.


تگ ها :   وقف
آخرین مطالب این وبلاگ